دریا دیگر حس عمیق دوست داشته شدن نیست
دریا
تکه ای خیسی ست
که
تمام نمی شود
نمی ایستد
تا با هم عکس بگیریم.

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :

 

من نشسته بر کنگره های سنگی

کوه بالا.

خورشید بالاتر.

آسمان از آن هم.

تا چند دقیقه دیگر جان این مرحله هم تمام می شود.

حافظ دست دور کمرم می اندازد.

می بوسدم.

و می روم برای استدراج.

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸٦
تگ ها :