100

عصر ربع کم.

مهمان به چای چند ثانیه دیر تر.

تمام این فاصله

تمام شست های من است.

بر ساعت دیر

تیک کودکیم را بر صفحه شصت می کشم

هنوز ترکم نشده

         خم.... تاک

دوار می چرخد نگاهم

از دینگ در می آیی

                 تا وقت اضافه؟

نه خانم.....نه آقا......من ساعت نمی بنددم به این میز

گرد و مربع روزها یکی ست

حالا تو گوشه ی چشمم باشی

یا شعاع...

از دوازده به بعد به در....

نمی آیی.

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :