حبس

نمی توانم بخوابم

زیر نور چراغ های خیابانی که درونم کشیده اند

و نگهبانهاش گاه و بی گاه سوت می کشند

                                  به نفس کشیدنم

نمی توانم بخوابم

در رقص برف زیر نور چراغهای خیابانی که ته ندارد

و صدای قیژ قیژ قدمبرفهاش رمز شب است

سرباز!

برجک نگهبانی ات را از روی چشمهایم بردار

پوکه های دم و بازدمم را بردار

همین سیمهای خاردار که هوا را گیر انداخته اند

بس است

تا این خیابان

با چراغهای همیشه روشنش

با نگهبانهای سرمازده اش

تا هرکجای بیداری با من بیاید

 

 

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ٢۸ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :

گرافیتی

روی می گیرد شهر...

روی...

روح می میرد در شهر

گلوی خشک تهران را رنگ تر نمی کند

رگبار کم است برای این ننگ

نم است

رو بسته است شهر

روی به افق تهران

     پشت به افق آزادی اذان بسته است شهر

روح می میرد در پیاده رو

رد کفشها می ماند روی عمود برج میلاد

رد کفترها بر گل و مرغ دیوارهای اجباری

بر بارگاه ملکوتی ماکت آسمان

نرده ها در مقابل دوربین گورخرهایی اهلی اند

خنده های عصبی اند تابلوهای سینما

خاطره اند کفش های راحتی

                      مبل های راحتی

افتخار غرور آفرین پل های عابر پیاده

رونمایی از پله های برقی و قدم به قدم فراموشخانه های برگر ذغالی در صدر اخبار

رگبار کم است...

روی می گیرد شهر

آبرویی ندارد تهران

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :

بخوان

                                                                                  به سیا

 

با صدای تو

آسمان هم نمی تواند

ماه را نگاه دارد

در محبس  راه

                  راه

                    سیمهای برق

می دانم

تو جایی آواز خوانده ای

که تمام صدا از شب رفته است

جنون وار

ماه  بر آسمان می لغزد

تا تمام نور را به دیوارت بکشد

دیوار را

زمزمه کرده ای

آسمان دیوانه است

بخوان

طوفان می شود...

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :

خون خفه

صدا در جَو می ماند

روزی

جانورانی از نسلهای بعدی

به ما می گویند دایناسور

و علل انقراضمان را

در چاه های نفت

و آناتومی حنجره های بی واکمان

از بر می کنند

 این یک صدای ضبط شده است

از دایناسورهایی حوالی درد

خراب نیست

تق تق گلوله است

خالی نیست

گوش کنید

سکووووووووووت

 

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ٥ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :