گیس بریده

فحش رکیکی است این خیابان بر دیوار های شهر بی تو

و زن نیستم من

مگر خراب خیال های ماخولیای تو

آتش که به موهایم افتاده بود

         من فانوس به دست آتش تو را می گرداندم

جوب خونی که می گذرد از میان شهر

بدنامی تمام پری های گلداری است

 که عفت را با پر چادر به دندان می گیرند.

باد می آمد بر بی چادریم

آتش پاره شدم.

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :