خون بس

مردی را غلاف کن این بار

بگذار

           این تکه ی آسمان صاف بماند

مگذار

این بار

عروس را به تحفه ی برادری کشی

کِل بکشند

 

بیا تا کسی حواسش نیست

بی صدا

آشتی کنیم

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :