خط خط

سیاه مشق زلفم است

هرچه بر زیبایی این تابلو مانده

خط لبم را نستعلیق بکش

با  سرکش های هرچه سرخ تر

روی بند کلامت دیگر جای نمی گیرم

و  در تمام نشانه ها ابهامی از من مانده

نمی بینند

چطور زبر زنجیری پوزخند می زنی

و چطور زخم می زند نگاهت

که هرچه نقطه هم از چشمهایم بردارم

فقط خط های سفید را دنبال می کند

روی سیاهی پاشیده بر پیشانیم

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۸ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها :