بگو نترسیم

دستت را بده

باید دنبال خیابان های فراری بدویم

بازی نیست

یک روز هم برمی گردیم و می بینیم

مرا بلعیده این آسفالت

و تو بی نفس

  دود سیگارت را توی چشم های آسمان فوت می کنی

 

دستم را ول نکن

باید نرده ها را باهم بپریم

نه ....بازی نیست

یک روز هم قوزک پای ما گیر می کند

به اخمی که شلیک می شود

 

وصیت زنده ماندنم است

اگر مردیم که هیچ

        "به نام ما

دستم را پیش خودت نگه دار"

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها :