برگشته ام

از چه فرار می کردم؟

وقتی دو سوی این خیابان درد بود

چهارنعل دویدن هایم را قفل زده اند

کرت کرت قدم می کشم

و فراموشی را تمرین می کنم

-کفش ها ضمیمه به ناسازی ات.

سنگ ها زیر پایم تیر می کشند

- از چه فرار می کنی؟

سراسر این خیابان یک اسم دارد

باید سر بیندازم

و یاد ببردم که چطور پابرهنه

بازگشته ام

روسیاه

به دستی

که سیلی اش فرق روزهایم را کج کرد

اینطور یکوری

سر به زیر

خانم

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها :