نا تمام

این طره های پیچ خورده

گلدان های پاییز

دست هایت

کنار شکردان

روی میزی که نمی دانم هنوز هست یا نه

مثل بودنم

مثل فاصله ات

میان این همه آینه های معوج.

چه نمای آشنایی می دهد

این خیابان

از من

که هنوز دارم دور می شوم

و پشت سرم سنگینی نگاهی نیست

نیستی

چه نمای غم باری قاب می کند

این خیابان

از خداحافظی های زیر لب

سلام های بی خنده

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :