جایت
روی چشمانم گود افتاده
می بخشمت
قلبم به اندازه تمام نبودنت
بزرگ است......





خلخال به پا
با ضرب ساعت
روی لحظه هایم ِرنگ می گیرد
تکرار زمان
کفشها همان کفشها
من همانم
این بارتکرار زمان
چه بد می رقصاند مرا....






  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳۸۱
تگ ها :