می آیی

لبخندم هم...

خوشم می آید قاب شوم

در این زنانگی

با پایی که روی آن یکی لمیده

و دستی که از زانویم آویزان مانده

ـ لبخند ٬لطفن ـ

خوابم گرفته

سرخی لبهایم کافیست

می آیی

دیگر لبخندم نمی آید

بگذار بلند شوم

این هم که سیاه و سفید است...

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱٢ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :