خاموشش کن

رادیو را نگفتم ...سیگارت را می گویم

حالاست که از دود گمت کنم

چیزی نمی گویی؟!...

«خوب» هم شد حرف؟...بگذار خودم بگویم

اگر باران نمی گرفت هنوز آنجا بودیم

زیر آن درخت...نگاه کن...

«خوب» هم شد حرف؟

من می روم....زیر همان درخت...

حالا روشنش کن.

سیگارت را نه... رادیو را می گویم

بگذار از صدا گمم کنی....

نمی خواهد بگویی«خوب». 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها :