الو

دیگر دستم به زنگ نمی رسد
که مدام توی سرم
بوق....نباید می زدم
بوق....اشکالی ندارد
بوق...نباید
نیستی
برای یک سلام.
من هم باید توی صف بمانم.

تهش.

 

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :