سکون

کاشی ها باید بغضم را بفهمند

که مدام از خطها شان می گذرم

که هر چهارتا یشان را یکی نمی کنم دیگر.

کسی باید بفهمد بغضم را.

کسی نه مثل این آدم ها که خیابان ها شان  همیشه

از روبرویم است .

کسی نه مثل این خیابان ها که آدم هاش همیشه

از روبرو می آیند.

 

  
نویسنده : سپیده ; ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٥ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :