خودکشی با نقطه

میز را هم بردارند

دیوار را اصلن

چه فرق می‌کند...

آمدن که خیالش بیاید،

آن بخار چای هم برمی‌گردد حتی

                                       به صحنه جرم

بودن دوباره می‌چسبد به زندگی

به آن عینک و فنجان که بی‌شناسه مانده‌اند.

 

من تو را برداشتم یا تو مرا؟

 

واژه‌بست‌هامان می‌چرخند دور این لغات بی پدر و مادر

گناهکار هم که نباشی

محکوم می‌شوی

به قرینه‌ی رسم‌الخط

که یادم می‌براند جان--ام همان جانم است

تفنگ--ات همان شلیک...

/ 3 نظر / 5 بازدید
ارکادیا

وقتي که زندگي برات خيلي سخت شد، يادت باشه که درياي آروم، ناخداي قهرمان نمي‌سازه. www.return2heaven.net

رضا

راست گفتی باد برد مال تورو که توفان برده داری شاعر میشی دختر... خوشحالم

ماتئي

به به مي بينم كه برگشتين سلام