حبس

نمی توانم بخوابم

زیر نور چراغ های خیابانی که درونم کشیده اند

و نگهبانهاش گاه و بی گاه سوت می کشند

                                  به نفس کشیدنم

نمی توانم بخوابم

در رقص برف زیر نور چراغهای خیابانی که ته ندارد

و صدای قیژ قیژ قدمبرفهاش رمز شب است

سرباز!

برجک نگهبانی ات را از روی چشمهایم بردار

پوکه های دم و بازدمم را بردار

همین سیمهای خاردار که هوا را گیر انداخته اند

بس است

تا این خیابان

با چراغهای همیشه روشنش

با نگهبانهای سرمازده اش

تا هرکجای بیداری با من بیاید

 

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
amir

با درود وتبریک سال جدید 1390 آرزو برای شما کردم که سه تای اول اون سلامتی , شادی وموفقیت هست ؛ پاينده باشيد [گل][قلب][بدرود]

حميد

عيدت مباركو انشا الله سال خوب وخوشي براي شما وخانواده محترمتان باشد وبرايتان ارزوي تندرستي و موفقيت از خداوند منان خواستارم مي فهمم چي ميگي اما هيچ وقت براي حال خودم ودرك اطرافم به خاطر ضعيف النفسي نتوانسته ام به زبان شعر گويم و در پي چاره با شم فقط به فكر خودم هستم با اجازه ات شعرت را كپي ميبرم