چهار تکه ام یکی ست

به دار می کشم این شب را

                 با تنهاییم

ماه باید ببافدم.

نخ های کاپیتان های سیاه

تار می شوند

دود را می فرستم بینشان به جای پود

تو را دود...

از تکرار روز می بافتم ماه

اگر بود.

چهار لت.

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

دستهائی که می بافد اندیشه را صیقل میدهد اما تو را ماه می بافد و هر تکه از احساس ات با مهتاب برابری کند. زیرا که تو انسانی و حرمت انسان را پاس می داری.

الناز

کاش یکی روز های مزخرف منو هم ببافه

شاه رخ

کمی ماه بود ، دور از دسترس کمی پایین میامد این ماه خوب بود

مردی با چشمان گرگ

خب این کار یه فرازهایی داره که خیلی خوبه مثل " ببافدم ماه " اما یه جاهایی هم فرو کش میکنه و حتا از نرم زبانی به یه جور دست و پا زنی می افته ! ویرایشش کنی خیلی بهتر میشه

سحر

یکی ماه یکی دود دستان لرزانت یکی ماه که تکرار می شود دیوانه وار لبخندت اما مانده برسد به من...

شاه رخ

مصرف کردن که کاری نداره خصوصا اگه خوراکش فیلم و رمان باشه سلام

شاه رخ

منظورت ازون کامنتی که به من هم سر بزنید اه شت چی بود؟

شاه رخ

از نظرت درباره ی آسانسور خوشم اومد که ما رو با دنیای واقعی پیوند می ده

سحر گلکاری حق

هر کجای زمین که باشی میدانم که بیداری و میدانی که "دوستت دارم." ماه را نگاه کن که که دارد به فاصلۀ من و تو زهرخنده می‌زند ........................... شاعر مهتاب به من هم سر بزن[گل]